<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>موزماهی سبز </title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/</link>
<description>جانوریست که زیاد می خورد </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 31 Dec 2009 03:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ساعت 15. پنجشنبه 10/10/1388. میدان انقلاب تا آزادی</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description> &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 424px; HEIGHT: 292px&quot; height=369 alt=&quot;استاد پاسخ می دهد&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ecapic.ir/image/ECA-091230200411.jpg&quot; width=502 align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* متن نوشته:&lt;BR&gt;سوال از استاد پاسخگو: آیا کسی که به مقدسات توهین می کند می شود به قتل رساند؟ آیا جایز است یا واجب؟ آیا اجازه حاکم شرع را می خواهد یا خیر؟&lt;BR&gt;جواب گروه علمی: آری می شود. واجب است به شرط امن! اجازه حاکم شرع را نمی خواهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ثواب را یکسر بنویسید به حساب استاد پاسخگو که زحمت شنیدن مسئله را کشیده است و بنویسید به حساب گروه کارشناسان متعهد که کار علمی می کنند بر مسائل بشریت و کنجکاوان را جواب می دهند، به حساب حاکم شرع که بری است از خشونت و اجازه اش لازم نیست، فاعلانی که با رخصت از کارشناسان گروه علمی دست به کار تهیه ی ابزارند و برادرانی که زحمت پخش آبمیوه را کشیده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در این راستا، از خداوند متعال می خواهم گناهان ما مفعولین را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی مان را کفاره ی آن قرار دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* &lt;A href=&quot;http://passionofanna.wordpress.com/2009/12/30/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%9B-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AC/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; را بخوانید و &quot;با اعتقاد راسخ به &lt;STRONG&gt;مبارزه ی خشونت پرهیز&lt;/STRONG&gt; که قرارداد مقدس جنبش ماست&quot; یقین کنید که پیرزن از خانه خالی نمی ترسد و تاریخ شناس از اجتماع خودجوش. (روزنامه اطلاعات. 21 فروردین 1357)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* و یک ایده از بچه های دانشگاه شریف: &lt;BR&gt;ـ چگونه هر روز راهپیمایی کنیم؟ &lt;BR&gt;ـ از این به بعد فقط از پیاده رو‌های شرقی‌ و جنوبی خیابون ها حرکت ‌کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 03:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این ماه، ماه خون است</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوشیزه ای معصوم با پیراهن صورتی گلدار در میان درختچه ها و بوته های الوان گل منتظر باشد. جوانکی با بلوز و شلوار آبی آسمانی پیدایش شود و خیلی عاشقانه دختر را در آغوش بکشد و ببوسد. &lt;BR&gt;صدای جویباری روان و آواز بلبل ها و قناری ها را هم به متن این تصویر اضافه کنید. &lt;BR&gt;یک حس اصیلی هم مدام در طول این صحنه به شما بگوید (و البته یقین حاصل شود) که این دو نوگل خندان پدر و مادرت هستند و همین الان قرار است در تفاهم کامل و با اشتیاقی معصومانه، همینجا در میان همین تصویر شاداب و رنگین و با نیوشیدن همین آواها جامه از تن بکنند، دراز بکشند روی چمن ها و شما را تولید کنند و بی توضیح و تصویر اضافی چنین کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خداوکیلی تعبیر این خواب صادق می تواند جز این باشد که: در راهپیمایی ظهر عاشورا قرار است تیری از اسلحه ی دشمن قلبتان را بشکافد و کشته شوید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خداوکیلی می تواند جز این باشد تعبیر رویایی که نیم ساعت پیش، من را از خواب بیدار کرد؟ رویایی که برای آخرین بار از خواب بیدارم کرد تا برای همیشه در خوابم کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و &lt;A href=&quot;http://turbulent17.blogfa.com/post-74.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 02:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نان و شراب</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کابوس بود: عباس آقا به صورتش پودر زده بود و چهل قلم آرایش کرده بود و با عشوه و هوس از من لب می گرفت. من اما هیچ ممانعتی نمی توانستم؛ دست هایم بسته بود و گریه می کردم. نه از درهم آمیختگی جنسیت و نه از درد دست هایم که بسته به صندلی، نه از پستان بند قرمزش و نه پشم خاکستری سینه اش و نه حتی از ناچاری ام برای تمکین؛ از این ها گریه نمی کردم من. حسی بر فضای خواب حاکم بود که انگار بارها تجربه کرده ام این صحنه را و دیگر بار نیز تجربه خواهم کرد. عباس آقا زبانش را فرو کرد توی دهانم و من ناگهان از خواب پریدم و چیزی چندین بار عجیب تر دیدم: پیرمردی با ریش سفید انبوه، عینک ته استکانی، کلاه خواب، زیر پیراهن رکابی و شلوارکی چارخانه از پنجره ی اتاقم آمد تو و قبل از اینکه من بالا بیاورم گفت: سلام، من بابانوئلم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آب گلویم را قورت دادم و هاج و واج نگاهش کردم. کادویی در دست داشت. کوچک بود اما حرف او را تصدیق می کرد. از تخت پریدم بیرون و چراغ را روشن کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: کریسمس مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه چیز عجیب و مسخره بود. آمد تو، نگاهی به اطراف انداخت و پرسید: درخت کاجت کو؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه چیز عجیب تر و مسخره تر شد. گفتم: درخت کاج؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دستی به ریش سفیدش کشید و گفت: می فهمم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و من بی آنکه بدانم چه چیز را فهمیده است سر تکان دادم. کادو را گذاشت روی میز. اندیشیدم: درخت کاج؟ توی کادو درخت کاج هست؟ به هم ریختگی هنوز مشهود است و منطق کابوس ادامه دارد. بابانوئل؟ چرا اینجا و چرا لباس بابانوئلی نپوشیده؟ چه چیز را فهمیده است؟ چرا شلوارکش جیب دارد؟ و آن چیست توی جیب که بادکرده؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسید: این؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بطری کتابی عرق را از جیبش درآورد و نشانم داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسیدم: شما فکر منو می خونی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: نه، خیره شدی بودی به این آخه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بطری را باز کرد و گفت: به سلامتی سرژیک، پسر بینوای دیوید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرژیک؟ بطری را بالا کشید. کلاغی در پشت پنجره غارغار کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پدرت یه الکلی واقعی بود. یه همیشه مست...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اوه، چه چیزها که نمی شنویم. پدرم؟ ناگهان تصویر روحانی اش در ذهنم می شکند. تصویر مردی با پیراهن سفید بلند، پیژامه ی تمیز و تسبیح چوب به دست که مدام ذکر می گفت و پیشانی اش از بندگی خدا پینه بسته بود. اهل مسجد و تعبد بود اما به خلوت که می رفت مست می کرد لابد. چه دغلبازی بوده آن معتمد محل. حالا یادم می آید که گاهی بیش از اندازه شنگول بود. گاهی در اتاقش را از تو کلید می کرد. گاهی بالا می آورد و گاه تلوتلوخوران وارد خانه می شد، یخ حوض را می شکست و وضو می گرفت. توبه می کرد؛ بگو که چرا استغفرالله از زبانش نمی افتاد. می گفت تب دارم که تب نداشت زاهد ریایی، داغ الکل بود. جمع را موعظه می کرد که شراب ایمان را می برد و شیطان را پروار می کند. مرد پرهیزکار شیطان فربه اش را دیده بود. بگو که چرا رباعی از خیام می خواند مدام... ما فریب خورده ایم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: بله، شراب می خورد و مستی قشنگی داشت... ساکت می نشست یه گوشه و به بچه هاش فکر می کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسیدم: شما فکرشو می خوندی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: نه، می پرسیدیم به چی فکر می کنی؟ می گفت به بچه هام... به بی پولی پسرام و قشنگی دخترام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عجب، پس زن دیگری هم داشته این پدر صالح. امشب شب پرده دری و افشاست. چه ساده بودیم ما. چه ساده بودی مادر. پدر خوب پسرهایت مست می کرد و به سرنوشت نامعلوم زیبادخترکانش از آن یکی زن دیگر می اندیشید. ما دو برادر بودیم و هیچ خواهری نداشتیم حتی یکی زشت و ترشیده. برادرم از فشار فقر دق کرد و مُرد ولی من مانده ام هنوز با تمام بی پولی هایم. بی پولم و بدهکار و بارها زیر بار فقر دق کرده ام و زنده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: هیچ شباهتی به بچگیت نداری... به سلامتی سرژیک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بطری را به سمت من گرفت و جرعه ای دیگر بالا کشید. کلاغی در پشت پنجره غارغار کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: می خوری؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بطری را گرفتم و نوشیدم به سلامتی سرژیک. پیرمرد خندید و گفت: خب، این کادوی کریسمس توئه... ناقابله اما قبول کن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسیدم: چی هست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: من باید برم تا زنم از خواب بیدار نشده... خودت باز کن ببین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بطری را از من گرفت و رفت جلوی پنجره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: جرعه ی آخر به سلامتی سرژیک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ته بطری را درآورد. کلاغی غارغار کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسیدم: اگه بابانوئلی چرا لباس بابانوئلی نپوشیدی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت: به یک دلیل موجه: چون بوی مرگ به مشامم رسیده. ترسیدم هر آن بمیرم و جسدمو تو لباس بابانوئلی پیدا کنن و تیتر بزنن بابانوئل مرد و امید زمستونی بچه هارو ازشون بگیرن. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از پنجره رفت بیرون و نشست توی یک سبد بزرگ که جلوی پنجره آویزان بود. چند کلاغ، غارغارکنان سبد را کشیدند و دور شدند. برف می بارید. پنجره را بستم و کادو را باز کردم. ابتدا یک نامه. می خوانمش:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرژیک عزیزم سلام (من سرژیک نیستم، یونسم. شاید اشتباهی رخ داده. خواندن نامه را ادامه دادم:) کریسمس مبارک. می دانم بی پولی و بدهکار. حتی شاید آنقدر بی پول که نتوانی درخت کاج کریسمست را برپا کنی. دیر فهمیدم. من دوست پدر مرحومت بودم. شب پیش خوابش را دیدم. شبیه خودش نبود. پدرت چاق بود و سرخ اما این یکی لاغر بود و نورانی. پیراهن سفید پوشیده بود و پیژامه و تسبیح چوب می چرخاند. بیشتر شبیه مسلمان ها بود اما خب پدرت بود. پرسید از دخترهام چه خبر داری؟ هنوز خوشگلند یا مناسبات محتوم زیبایی بی ریختشان کرده؟ گفتم بی خبرم از دخترهات و سرنوشتشان اما پسرهات هنوز بدهکارند. غمگین شد و گفت وای بر تو. گفت و رفت و من از خواب پریدم و دیدم یک سبد از جلوی پنجره آویزان است و پدر لاغر و نورانی ات نشسته است توی آن. گفتم سلام دیوید (نام پدر من مصطفی بود. اشتباه شده است به یقین). گفت وای بر تو و محو شد. من فهمیدم که باید کاری کنم. باید پس اندازم را به تمامی بدهم به تو. این تمام پس انداز من است. (دستم از هیجان می لرزید) تمام حساب هایم را خالی کرده ام. قلک هایم را شکسته ام و یادگاری هایم را فروخته ام و باور کن حتی از گردنبند و النگوی زنم هم نگذشته ام. همه ی این ها، شده این کادوی ناقابل که با کمال میل می دهم به تو. ولخرجی نکن و همواره شراب بنوش. به امید دیدار. وارطان &lt;BR&gt;بعدالتحریر: جعبه را باز کن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باز کردم. جعبه پر بود از بسته های اسکناس و تراول چک های پنجاه هزار تومانی و صد هزار تومانی. دستم می لرزید. خوشحال بودم و در پوست نمی گنجیدم. شروع کردم به شمردن اسکناس ها و چک ها. یعنی معجزه شده است؟ تق تق تق... ناگهان چند ضربه به شیشه ی پنجره خورد. سر چرخاندم. پیرمرد بود که صورتش را چسبانده بود به شیشه و تو را نگاه می کرد. چرا برگشته؟ اشاره کرد باز کنم. نباید فکر بد کرد... امشب شب معجزه است و من خوشبختم. گوشه ی پنجره را باز کردم. پیرمرد انگشتان دستش را سراند تو و گذاشت لای پنجره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بله؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- ببخشید جوون، یه اشتباهی پیش اومده... اون کادو واسه شما نیست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- چی؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اشتباه شده... کادورو پس بده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- کدوم کادو؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پنجره را هل داد. سرما نشست روی گونه ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- یعنی چی؟ همونی که الان دادم بهت. برو بیارش...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پنجره را هل دادم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اشتباه گرفتی حاجی... چه کادویی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پنجره را محکمتر هل داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بذار بیام تو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- از پنجره؟ منطقیه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پنجره بسته نمی شد. دستش لای پنجره بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- آخ دستم... آبروتو می برم. کادورو بده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- نمی دم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- تو سرژیک نیستی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من سرژیک نیستم اما سخت بدهکارم. پیرمرد پنجره را سخت هل می داد. از آن پیکر ناچیز عجیب بود چنین زوری.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- شیشه می شکنه، برو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بشکنه... کادورو بیار، زود باش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انگشتانش را یکی یکی از قاب پنجره جدا کردم با اینکه سخت چسبیده بود. امشب شب معجزه است و من اجازه نمی دهم کسی شبم را خراب کند. فشار را زیاد کرد. کم آورده بودم و پنجره داشت باز می شد. زانوی استخوانی اش از لای پنجره خزید تو. او داشت به حریم من تجاوز می کرد. فشار را زیاد کردم و پنجره را هل دادم. موفق شده بودم. پنجره را بستم، پرده را کشیدم و چراغ را خاموش کردم. هیچ خبری از پیرمرد نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا اینجای ماجرا را نوشته ام که زنگ خانه ام به صدا درمی آید. شاید عباس آقا باشد یا خانم رنجبر یا آقای اطمینان یا اسماعیل و یا آقای نجفیان. این ها طلبکارهایم هستند. اول صبح که تماس گرفتم و خبرشان کردم که طلبشان آماده است انگار خبر زنده شدن مرده ای را بدهی یا بینا شدن کوری یا شفای یک جذامی را، باورشان نمی شد. اما خب، در را که باز می کنم می بینم همه شان آمده اند؛ برای رؤیت معجزه به سرعت در محل حاضر شده اند. می آیند تو، بدهی شان را کامل می پردازم و جلوشان چای و بیسکویت می گذارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای نجفیان لبخند می زند. لبخند استمرار دارد. وصول طلب، ماهیچه ی گونه اش را رها نمی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسماعیل می گوید: یه نفر این پایین مرده...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای اطمینان می زند به شانه ام و می گوید: عجب برفی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عباس آقا می گوید: حالا چه عجله ای بود... اگه لازم داری بمونه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و من دلایل این تعارف کثیف را می دانم. خوشحال است از پس گرفتن پولش اما سخت ناراحت از اینکه دیگر منتی به گردن من ندارد و نمی تواند هر زمان که هوس کرد سرش را مثل گاو بیاندازد بیاید توی خانه ی من. بنشیند روی صندلی های خانه ام و با حرف های ابلهانه اش و حضور آزاردهنده اش وقتم را بگیرد، جهان بینی کهنه و عوامانه اش را با تبختر تبلیغ کند. آلبوم هایم را ورق بزند و این غریبه ترین، در خصوصی ترین مراتب زندگی ام سرک بکشد. خود را رفیق من قلمداد کند و با من راحت باشد. سخت ناراحت است از اینکه نمی تواند شبم را آشفته کند، کابوس من باشد و زبانش را در دهان من فرو کند. آزرده از اینکه دیگر قرار نیست بدهکارش باشم و شیطانم را با تداوم بدهکاری ام پروارتر کنم. آزرده است از اینکه حذفش کرده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می گویم: ممنونم و ببخشید که دیر شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما نمی گویم که زیر بار این بدهی بارها دق کرده ام. بدهی ام را پس داده ام اما دیگر سلامت نیستم و جسم و روانم به تمامی بیمار است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خانم رنجبر می پرسد: چی می نویسی آقایونس؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نگاهش می کنم: ها؟ حساب و کتابامو می نویسم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسکناسی را از قاب پنجره رها می کنیم و همه از پنجره خم می شویم بیرون و خیره می شویم به اسکناس که رقص کنان پایین می رود، پایین می رود، پایین می رود و می نشیند روی جسد خونین پیرمرد که چند کلاغ در اطرافش نشسته اند. &lt;BR&gt;به سرژیک می اندیشم.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 02:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;صلاح کار کجا و من خراب کجا؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;FONT size=5&gt;اِی بابا...&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 20:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه ی مشترک میرحسین موسوی و مهدی کروبی در سوگ رحلت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;                              &lt;IMG alt=&quot;آیت الله منتظری&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.freeimagehosting.net/uploads/f1c91349dd.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;انا لله و انا الیه راجعون&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;پیرو فراخوان تعدادی از مراجع عظام تقلید، برای سوگ‌یاد درگذشت مرجع گرانپایه تشیع، فقیه عالیقدر و مجاهد آزاده، حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری فردا - دوشنبه 30 آذر 1388- را عزای عمومی اعلام می کنیم و از مومنان عزادار آن فخر جهان تشیع دعوت می نماییم در مراسم تشییع پیکر پاک آن اسطوره مجاهدت، فقاهت و معنویت شرکت نمایند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;میرحسین موسوی و مهدی کروبی&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 17:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه ی مهدی کروبی به ملت سبز ایران</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به دنبال سخنان اخیر شیخ صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه در خصوص رهبران جنبش سبز، شیخ مهدی کروبی در نامه سرگشاده ای خطاب به ملت ایران به اظهارات صادق لاریجانی واکنش نشان داده است. &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;متن نامه سرگشاده شیخ مهدی کروبی بدین شرح است:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;سخنی با مردم در باب افاضات رئیس قوه قضائیه&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مردم شریف و آزاده ایران&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;اینجانب پس از انتخابات پرحاشیه ریاست جمهوری اخیر نامه ای خطاب به ریاست قوه قضائیه آیت الله صادق لاریجانی نوشتم و برخی نکات و انتقادات را مصلحانه با ایشان در میان گذاشتم، باشد که اصلاحی صورتی بگیرد. متاسفانه اما آن نامه در بایگانی ماند و نه تنها هیچ تاثیری در روند حاکم بر کشور و عملکرد دستگاه قضایی نگذاشت که امروز می بینم آقای لاریجانی قضاوت را رها کرده و در کار سیاست شده و به جای رسیدگی به امور قضایی نطق های سیاسی ایراد می کند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;اینچنین بود که تصمیم گرفتم با شما مردم شریف ایران سخن بگویم و نکاتی را در خصوص گفته های سیاسی رئیس قوه قضائیه بیان کنم؛ باشد که آقای لاریجانی گمان نکند که با این شاخ و شانه کشیدن ها مهدی کروبی به کنجی می خزد و از میدان به در می رود.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضا در ایران که باید سنجیده و مبتنی بر عدالت سخن بگوید بی توجه به جایگاه خود و بی محابا در بیاناتی جدید سخنانی بدیع بر زبان آورده و زبان به گفتار سیاسی گشوده و از پرونده سنگین سران فتنه سخن گفته و گویی که مهدی کروبی و میر حسین موسوی سران فتنه هستند، آنها را با منافقین اول انقلاب مقایسه کرده و سخنانی بی ارزش و لغو از این دست بر زبان آورده است. الله اکبر! که بر من بسیار سنگین امد مقامی قضایی سخنانی تا این حد سیاسی و بی پایه حقوقی بر زبان آورد و آبرو از دستگاه قضا در ایران ببرد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;دستگاهی که جایگاهش نه همسطح با قوه مقننه و قوه مجریه که بسی بالاتر از آنهاست آنچنانکه تاسیس عدالتخانه اصلی مهم در تاریخ مبارزات سیاسی در ایران از عصر مشروطه بوده است و با وقوع انقلاب اسلامی نیز قانون نویسان اول بنا بر اهمیت این قوه مقرر کردند شورای عالی قضایی با ترکیبی پنج نفره شکل بگیرد که از آن میان نیز تنها دو نفر با انتخاب حضرت امام تعیین می شدند و انتخاب سه نفر دیگر بر عهده شورای قضات بود. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;امام نیز با توجه خاصی که به اهمیت این قوه داشتند چهره ای همچون آیت الله بهشتی را در راس این قوه قرار دادند که نسبت به دیگر روحانیون از جایگاهی ویژه برخوردار بود و همچنین مقاماتی را برای دستگاه قضایی معرفی کردند که چهره هایی ممتاز بودند آنچنانکه اکنون دو نفر از آنها مرجع تقلید به شمار می آیند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;اما دیروز کجا و امروز کجا؟ تاسف باید خورد که جایگاه و کیفیت دستگاه قضا در این مملکت به جای آنکه به مرور زمان سیری صعودی بیابد، سیری نزولی پیدا کرده تا بدانجا که امروز در راس این قوه فردی قرار گرفته است که صرفنظر از سواد علمی، نه سابقه ای اجرایی و قضایی در ایشان سراغ می توان گرفت و نه سابقه ای انقلابی. عجیب هم نیست. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;چه آنکه زمانی که امثال این حقیر در زندان بودند جناب آیت الله لاریجانی در دامان مادر مکرمه شان به شیر خوردن مشغول بودند و به هنگام انقلاب و خون دادن نیز ایشان سرشان در درس و کتاب دبیرستان بود. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;ما البته مخالف جوانگرایی نیستیم اما دستگاه قضا حساستر از آن است که گرفتار بی تجربگی شود. و البته ای کاش که سکان دستگاه قضایی در دستان همان کسانی بود که هم اکنون از پشت صحنه هدایت دستگاه قضا را برعهده دارند؛ چه آنکه آنها اگر خودشان به جای هدایت پنهانی، بر صندلی ریاست قوه قضا تکیه زده بودند، با سابقه ای که در امور قضایی دارند هیچگاه چنین سخنانی بر زبان نمی آوردند که آقای لاریجانی بر زبان می آورد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آقای لاریجانی افاضه کرده اند که «کار شما کار منافقین اول انقلاب است همین کار را اول انقلاب انجام می دادند و دانشجویان را به خیابان ها می کشاندند». &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;پسندیده تر آن بود که آقای لاریجانی به سراغ برادران بزرگترشان و داماد مکرمه شان آیت الله سید مصطفی محقق داماد می رفتند و از آنها سابقه و عملکرد منافقین را جویا می شدند تا سخنانی نگویند که مضحکه عام و خاص گردد. من اما بر خود می بینم که در مقام یک انقلابی شناسنامه دار، برای ایشان توضیح دهم که منافقین که بودند و ریشه آنها به لحاظ تاریخی در کجا بود تا دیگر بار شاهد سخنانی چنین بی پایه نباشیم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و اما درس تاریخ: بچه مسلمان های انقلابی که از دل گروههایی اسلامی همچون موتلفه، نهضت آزادی، حزب ملل اسلامی و گروه ابوذر و روحانیون سیاسی بیرون آمده بودند گروهی به نام سازمان مجاهدین خلق را سامان دادند که این گروه نیز پس از مدتی به علت التقاط فکری و تلفیق اسلام و مارکسیسم دچار اختلاف گردید و بدینسان سه جریان از این سازمان منتج شدند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;گروهی مارکسیست شدند، گروهی به کل از این سازمان جدا شدند و بعد از انقلاب نیز در خدمت نظام درآمدند و گروهی نیز همچنان التقاطی باقی ماندند و پس از انقلاب به دلیل رویارویی با مردم و جنگ مسلحانه و جمع آوری سلاح و تشکیل خانه تیمی و ترور بسیاری از مسئولین ، منافق نامیده شدند. آری پس از انقلاب در یکسو امام بود و یارانش و دولت و موج خروشان مردم و در سوی دیگر مسعود رجوی و موسی خیابانی و زرکش و یعقوبی و اعضای سازمان. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;حال تصویر سازی ناشیانه آقای صادق لاریجانی را ببینید که کروبی و موسوی و هاشمی و خاتمی و محمدعلی دستغیب و بیت حضرت امام و برخی مراجع تقلید را در جایگاه رجوی و خیابانی می نشاند و احمدی نژاد و مشایی و فاطمه رجبی و حسین شریعتمداری و رحیمیان و رسایی و جمعی سردار سپاه در مجلس را در جایگاه حضرت امام و یاران شهیدش همچون بهشتی و مطهری و محمد منتظری و رجایی و باهنر و بسیاری دیگر از نمایندگان و وزرا و شهدای محراب. جابجایی در تاریخ را ببینید و هنر آقای صادق لاریجانی را؟ چه کسی را با چه کسی مقایسه می کنیم؟ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;چه کسی را در جایگاه امام حسین و یارانش میگذاریم و چه کسی را در جایگاه یزید و سپاهیانش؟ چه کسی را در جایگاه منافقین قرار می دهیم و چه کسی را در جایگاه امام خمینی؟ آیا مضحکه آمیز نیست که دفتر نشر آثار امام را در جایگاه منافقین تصویر سازی کنیم و احمدی نژاد و یارانش که بعضا امام را از نزدیک نیز ندیده اند در جایگاه امام و یارانش؟ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;ما نیز البته مخالفان خود را با خوارج و منافقین و یزیدیان مقایسه نمی کنیم و به آنها چنین نسبت هایی نمی دهیم. و صرفا معتقدیم که جنگ قدرت است و آقایان چون از رای مردم کم آورده اند متوسل به زور و ارعاب و تهدید شده اند. نه کسی منافق است و نه کسی یزیدی، مسئله بر سر سلامت یک انتخابات است و رعایت قانون و خواندن رای مردم چنان که هست، نه چنانکه باید و مبتنی بر دستور! آقای صادق لاریجانی اما ما را سران فتنه می خواند لابد به این دلیل که رعایت قانون را مطالبه می کنیم و از ضرورت اجرای همه اصول قانون اساسی از جمله اصول 9 و 32 و 38 و 27 و99 که بر حقوق سیاسی و آزادی های مدنی تاکید دارد، سخن می گوییم. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;امید دارم که برادران آقای لاریجانی به ایشان یادآوری کنند که چگونه وقتی فردی توسط منافقین به شهادت می رسید موج خروشان مردم در مقابل منافقین به حرکت درمی آمد و در مجلس ختم او شرکت می کرد ، تا آقای لاریجانی دیروز را با امروز که با شرکت کنندگان در مراسم سالگرد شهید بهشتی، چنان برخوردی خشن و بی سابقه می شود، مقایسه نکند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آقای لاریجانی از سران فتنه سخن می گوید و آنها را با منافقین قیاس می گیرد. حال آنکه مگر می توان موج سه میلیونی معترضین در خیابانهای پایتخت که تنها شعارشان سکوت بود و صرفا به نتیجه انتخابات معترض و خواهان بازنگری بودند را منافق خواند؟ مگر می توان عملکرد چنین جنبش مدنی ای را که نسبتی با خشونت نداشت -اما از قضا بسیار خشونت دید- با عملکرد فرقه ای مقایسه کرد که کارش ترور و خون ریختن بود؟ عجبا که موج مردم را با اقلیتی منافق مقایسه می کنند و خودشان تجمع چند هزار نفری در حمایت از امام برگزار می کنند و اما مجوز تجمع به مخالفان نمی دهند تا در مقابل دوربین های رسانه ملی مشخص گردد که چه کسانی اقلیت هستند و چه کسانی اکثریت ؟ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;تجمع می گذارند و فرد بی شخصیت و ضعیف النفسی را می آورند و او برای مردم نطق می کند و حکم اعدام برای ما صادر می کند و بدینسان راه را برای ترور می گشایند و آنگاه منطق مسالمت جوی منتقدان خود را با منطق منافقین که فرقه ای اهل ترور بودند مقایسه می کنند. مردم را اقلیتی منافق می نامند اما برای مقابله با این اقلیت در روز 16 آذر با اتوبوس، دانشجویانی 15 ساله و 60 ساله و جمعیتی سازمان دهی شده به دانشگاه می برند. الله اعلم بالذات الامور!&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;ای کاش آیت الله لاریجانی به جای چنین سخنانی سخیف و سیاسی کمی به وضعیت قضا و عدالت در کشور می پرداخت و پرونده کهریزک را سامان می داد و مرگ مشکوک پزشک وظیفه را پیگیری می کرد که درباره مرگش از از همه نوع علتی از غذای مسموم تا خودکشی و مرگ طبیعی و سکته قلبی، سخن گفته شده است و مردم حیرانند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;ای کاش به جای این سخنان ایشان تحقیق می کرد که در زندان های جمهوری اسلامی بازجوها از چه ادبیاتی در بازجویی های خود استفاده می کنند؛ ادبیاتی که تازه آزادشدگان از زندان، بازگو می کنند و من اما شرح مفصل آن را برای فرصتی دیگر می گذارم. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;طرح چنین دیدگاههایی از سوی رئیس قوه قضائیه تنها یک نتیجه در برخواهد داشت و آن نیز چنین است که اگر افراد صالحی در دستگاه قضایی و زندانها حضور داشته باشند و بخواهند شرح آنچه از بی قانونی دیده اند را به ایشان منتقل کنند، نیز دچار لکنت زبان خواهند شد و حقیقت را به حکم مصلحت از ایشان پنهان خواهند ساخت.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آقای لاریجانی در بخش دیگری از افاضات خود فرموده اند:«کسانی دختر فراری را فرزند شهید جلوه دادند و برایش مجلس ترحیم به پا کردند، همین سران فتنه بودند که پدر و مادر آن دختر را شهید اعلام کردند در حالی که اینگونه نبود....چیزهایی را به عنوان تجاوز در بازداشتگاهها مطرح کردند که کذب محض بود». &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;جالب است که سعیده پورآقایی را در شیپور کرده اند و یک روز دادستان کل کشور ماجرای آن را بازگو می کند و یک روز رئیس قوه قضائیه و یک روز یک مقام دیگر و خلاصه این ماجرا را دست به دست می چرخانند. انگار که همه مستندات تجاوزها، سعیده پورآقایی بود و آن همه سندی که ما دادیم باد هوا بود و یک گوش آقایان در بود و یک گوش دیگرشان دروازه. و البته که ماجرای سعیده پورآقایی هم از آن ماجراها و صحنه سازی های مضحکی است که نمونه آن را در ماجرای قتل های زنجیره ای و ادعای بازداشت عده ای به اتهام طراحی انفجار حرم امام پیشتر دیده و تجربه کرده بودیم. خلافی می کنند و آن را می خواهند با خلافی دیگر پنهان کنند. شرح ماجرای سعیده پور آقایی داستانی تکراری است که دوباره نمی خواهم شرح کامل آن را بازگو کنم. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;همین حد اما بگویم که این سند بر خلاف دیگر سندهایی که اینجانب به کمیته تحقیق ارائه کردم، سندی بود که صرفا به صورت شفاهی مطرح شد و قرار ما بر این بود که در جلسه بعدی اسناد مشخص آن ارائه شود؛ من اما از آنجایی که متوجه شدم این ماجرا بوی صحنه سازی و تله گذاری می دهد و خبر کشته شدن و نشان دادن جنازه نیز توسط یکی از اعضای نهاد ریاست جمهوری- که نمی خواهم نام او را ببرم- به خانواده پورآقایی منتقل شده است، به کنه ماجرا پی بردم و در جلسه بعدی کمیته، خود پیش از دیگران و در آغاز جلسه به سست بودن این ماجرا اشاره کردم. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;جالب آنکه خواهر سعیده پورآقایی نیز که در همان زمان پیگیر ماجرا شده بود اکنون در توصیف ان سناریوی ساختگی چنین ادعا کرده است:«به عمد اطلاعات غلط به مادر سعیده داده شده بود و ایشان با توجه به علایمی که روی جسد دیده بود تصور می کرد که دخترش کشته شده است...شماره ای هم به او داده و از او خواسته بودند که با آنها در تماس باشد و هروقت او با این شماره تماس می گرفته این آقایان که ظاهرا ماموران امنیتی بوده اند به او می گفته اند:سعیده را فراموش کن و زینب وار تحمل کن.. و زمانی که من داشتم تحقیقات ام را انجام می دادم، پیش از آنکه سعیده را به تلویزیون بیاورند از سوی وزارت اطلاعات مرا احضار کردند و به من گفتند که: باید موضع ات را مشخص کنی. چند روز دیگر سعیده پیدا می شود و این قضیه کاملا تمام می شود». &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;خواهر سعیده که امروز از ترس جان خود - همچون ابراهیم شریفی و ابراهیم مهتری- از کشور خارج شده است اکنون توضیح می دهد که تحت چه شرایطی سعیده و مادرش را برای مصاحبه در تلویزیون آماده کردند و این ماجرا از ابتدا با چه دروغ ها و صحنه سازی هایی همراه بوده است. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آری ماجرای سعیده پورآقایی را بهانه کرده اند تا آن همه پیراهن حیایی که دریده شد را در لوای آن پنهان کنند. غافل از آنکه مگر می شود پنهان کرد حقیقت را با انداختن پارچه و پوششی بر آن؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مردم شریف ایران&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آیت الله صادق لاریجانی بر این گمان است که جنبش مدنی و معترض امروز مردم ایران وابسته و قائم به شخص است و با حذف و کنار زدن مهدی کروبی یا میرحسین موسوی این حرکت می خوابد و سرکوب می شود. دیدیم که جمعی از خدمتگزاران این مملکت و انقلاب که سابقه وزارت و معاونت و نمایندگی مجلس در این کشور داشتند را نیز به همراه روزنامه نگاران و جمع زیادی از مردم با همین توهم، شبانه بازداشت کردند و به زندانها بردند و تحت فشار قرار دادند و دادگاه فرمایشی برگزار کردند و این جنبش اما نه تنها از حرکت بازنایستاد که بارورتر نیز شد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;برای آنها گران است پذیرش این واقعیت که این جنبش، مبتنی بر حرکتی خودجوش است و بر اعتقاداتی راسخ شکل گرفته است. من نیز همیشه صرفا خدمتگزاری کوچک برای مردم بوده ام و خواهم بود و البته چنین سخنانی بی پایه و اساس، همچنانکه شما می دانید عزمم را در دفاع از حقوق مظلومان و کسانی که بر آنان ستم رفته است نه تنها سست ترنخواهد کرد که راسخ تر نیز خواهد کرد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;صادق لاریجانی را ببین که گمان می کند با تهدید و ارعاب و سخن گفتن از پرونده در دستگاه قضایی، مهدی کروبی مرعوب می شود و از ترس زندان، تب می کند. خیر، مهدی کروبی بر سر پیمان خویش با مردم ایستاده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;والسلام&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مهدی کروبی&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 13:52:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>او ما را افسرده می خواهد</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;او می خواهد ما را افسرده کند&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.mamazy.net/images/p7bu0ioqsl2zhsv9ntip.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 16:54:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه ی دکتر سروش به علی خامنه ای</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;meta content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; http-equiv=&quot;Content-Type&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Word.Document&quot; name=&quot;ProgId&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Generator&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Originator&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\USER\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\USER\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; rel=&quot;themeData&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:TrackMoves/&gt;
  &lt;w:TrackFormatting/&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:DoNotPromoteQF/&gt;
  &lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
  &lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
  &lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
   &lt;w:SplitPgBreakAndParaMark/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignCellWithSp/&gt;
   &lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignInTxbx/&gt;
   &lt;w:Word11KerningPairs/&gt;
   &lt;w:CachedColBalance/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
  &lt;m:mathPr&gt;
   &lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBinSub m:val=&quot;--&quot;/&gt;
   &lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot;/&gt;
   &lt;m:dispDef/&gt;
   &lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot;/&gt;
   &lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot;/&gt;
   &lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot;/&gt;
   &lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot;/&gt;
   &lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot;/&gt;
   &lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot;/&gt;
  &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
  DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
  LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot;/&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:&quot;Cambria Math&quot;;
	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4;
	mso-font-charset:1;
	mso-generic-font-family:roman;
	mso-font-format:other;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;}
@font-face
	{font-family:Calibri;
	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-unhide:no;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin-top:0cm;
	margin-right:0cm;
	margin-bottom:10.0pt;
	margin-left:0cm;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-fareast-theme-font:minor-latin;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
p
	{mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	mso-margin-top-alt:auto;
	margin-right:0cm;
	mso-margin-bottom-alt:auto;
	margin-left:0cm;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
.MsoChpDefault
	{mso-style-type:export-only;
	mso-default-props:yes;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-fareast-theme-font:minor-latin;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
.MsoPapDefault
	{mso-style-type:export-only;
	margin-bottom:10.0pt;
	line-height:115%;}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
	mso-para-margin-top:0cm;
	mso-para-margin-right:0cm;
	mso-para-margin-bottom:10.0pt;
	mso-para-margin-left:0cm;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بنام خدا&lt;/span&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;عروسی خونين
پايان يافت و داماد دروغين به حجله در آمد&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکی رقصيدند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;قربانيان در کفن های سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان
با دست های بريده کف زدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و جهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، داماد را بدرقه
کردند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;چشم روزگار فاش گريست و خون از سر ايوان جمهوری گذشت&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;شيطان خنديد و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضيلت به
خواب رفت&lt;/span&gt;. &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آقای خامنه ای،&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;که اين کند که
تو کردی به ضعف همت و رای؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وصال دولت
بيدار ترسمت ندهند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;درين قحط سال
فضيلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. “زان يار دلنوازم شکری است
با شکايت.” نه اينکه شکايتی نداشته باشم. دارم و بسيار دارم اما آنها را با خدا در
ميان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستايش و نوازش مداحان پر و سنگين شده است که
جايی برای صدای شاکيان ندارد. ولی من از شما بسيار متشکرم. شما گفتيد که “حرمت
نظام هتک شد” و آبروی آن به يغما رفت. باور کنيد که در تمام عمر خود خبری بدين
خوشی از کسی نشنيده بودم. آفرين بر شما که نکبت و ذلت استبداد دينی را اذعان و
اعلام کرديد&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;شادم که آخر الامر
آه سحرخيزان به گردون رسيد و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بوديد آبروی
خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به ديانت و نبوت پشت کنند اما به ولايت شما پشت
نکنند. شريعت و طريقت و حقيقت مچاله شوند اما ردای رياست شما چين و چروک نخورد.
اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ريخته و دست های بريده و
دامانهای دريده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسايان و پيامبران نخواستند.
محرومان و مصلحان و ستم کشيدگان و ستم ستيزان نگذاشتند&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;“&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پری نهفته رخ
و ديو در کرشمه حسن،” قصه جمهوری ولايی شما بود. و اينک خدا را شکر که پرده عصمت
دروغين اين ديو دريده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و
جهانيان با خشم و حيرت آن را برهنه مشاهده کردند&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آقای خامنه ای،&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;می دانم که
روزهای تلخ و سختی را می گذارنيد. خطا کرده ايد، خطايی سخت. تدبير اين خطا را من دوازده
سال پيش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگيريد. از حق بودن و فضيلت
بودنش بگذريد. آن را برای رسيدن به حکومتی کامياب به کار گيريد. اين را که می خواهيد؟.
چرا شيپور را از سر گشاد می زنيد؟ چرا ميان مردم عسسان و خفيه نويسان و جاسوسان می
گماريد تا ضمير آنان را بخوانند يا به حيله و ترفند، سخنی از زير زبانشان بکشند، و
راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟ مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را،
ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نويسندگان را … آزاد بگذاريد ، مردم به صد زبان
حکايت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر را بر روی شما خواهند گشود
وشمارا در تدبير ملک وتنظيم نظام ياری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنيد. آنها ريه
های جامعه اند. اما شما از بيراهه و کژراهه رفتيد. و اينک در طلسم تهلکه ای افتاده
ايد و قربانی نظام بسته ای شده ايد که ديرگاهيست خود آن را آفريده ايد، که نه نقد
در آن می رويد نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنيد با خواندن بولتن های محرمانه و
گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آوريد. اما هم
انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی بايد به شما نموده باشد که افيون استغنا وافسون
استبداد، زيرکی و دانايی را از شما ستانده است. و اينک برای جبران آن گناه ناشی از
جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب گناهان بزرگتر می زنيد. و خون را به خون می
شوئيد مگر طهارتی حاصل کنيد&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;خيانت و تقلب
کم بود دست به قتل و جنايت برديد، خيانت و جنايت بس نبود تجاوز به زندانيان را بر
آن افزوديد، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن
اضافه کرديد. درويشان و روحانيان و نويسندگان و دانشجويان را هم امان نداديد و از
دم تيغ گذرانديد. عاقبت هم به جانيان و بانيان جايزه داديد و به ريش همه خنديديد و
ريش سرباز بی نوايی را گرفتيد که چرا ماشين ريش تراشی را به سرقت برده است&lt;/span&gt;!&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لطف حق با تو
مداراها کند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;چونکه از حد بگذرد رسوا کند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;می دانستم که
مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گريند و به زبان حال و قال با
خدا می گويند&lt;/span&gt;:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ربنا اخرجنا من
هذه القريه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک وليا و اجعل لنا من لدنک نصيرا (
خداوندا ما را از اين محيط پرستم نجات بخش وبرای ما ياوری بفرست&lt;/span&gt;.)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;می دانستم که
“چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است.” زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در
سجود، سقوط ولايت جاير را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند&lt;/span&gt;).&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ندای آقا سلطان
که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم
ناليدم که بازهم ندای خلايق را نمی شنوی؟ چون عيسی بر صليب گله کردم که “خدايا چرا
ما را رها کرده ای”، مگر سياهکاران را نمی بينی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان
و ترش رويان را نمی نگری که شيرينی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنيت و کرامت
انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانيان و شوکت شريرانه ستمگران را می بينی و
بازهم استغنا می ورزی؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تا روزی که آن
اقرار مجبورانه و مکروهانه يعنی آن کلمات سه گانه را شنيدم: “هتک حرمت نظام”، که
چون حديث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گويی کلمات آن خطيب
نبود. کلمات تو بود خدايا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای
و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومايگان ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم
که&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آفرين ها بر تو
بادا ای خدا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بنده خود را ز غم کردی جدا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آتشی زد او به
کشت ديگران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;باد آتش را به کشت او بران &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آقای خامنه ای،&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;می خواهم به
شما بگويم دفتر ايام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است، آبرويش به يغما رفته
است و طشت رسوائيس از بام تاريخ افتاده است. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو
گردان شده و ستاريت خود را باز گرفته است. آن دليری ها که در کنج خلوت و در پرده
تزوير می کرديد فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده
است و دامان و گريبان شما را سوخته است. خائفم که بگويم باب توبه هم به روی شما
بسته شده است. شريعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعيت از شما گريخته است.
ايران سبز از اين پس ديگر آن ايران سياه و ويران نيست&lt;/span&gt;. &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;سبزی وسپيدی اين جنبش به عنايت و اجابت
الهی بر سياهی جور شما پيشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشيد
و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر عليه شما بشورند&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;سالها اعوان و
انصار شما زير چتر حمايت و ولايت شما چون شغالان گرسنه در پوستين خلق افتادند و
امنيت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان
را گرفتند، گلويشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را
به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند،
آزاديشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند،
دينشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشيدند، و به نام دين خرافه
فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خيانت در صندوق آراء شان
گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بيت
الاحزانی بنام صدا و سيما را از دروغ و تهمت انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به
مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغين و گزاف بر پا کردند،
و لاف زنان به مردم دنيا فروختند که همگان عاشقان سينه چاک نظام ولايتند. در
زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که
مغولان نکردند، شرع و قانون را زير پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان
را بر کشيدند و دانايان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پيران دريغ داشتند،
آيت الله های رنگين ساختند و فتاوای سنگين از آنان گرفتند تا نويسندگان و ناقدان
را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعيت بند از بند بگشايند، در پی ماليخوليای
دشمن ستيزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشيدند و جمعی را به بند کشيدند، و
اقارير مضحک بر زبانشان نهادند و کيفرهای مهلک بر جانشان.عمله استبدادنظامی و
قضايی بيداد را به نهايت رساندند، گويی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چيزی
کم نياورد&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اين مکرهای سرد
و رندی های واژگونه و زيرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزوير
های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ،
آتشی در وجدان رعيت افروخت که کاشانه ولايت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه
&lt;/span&gt;“&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;رزمايش”
بود، نه” فتنه” و نه” مسجد ضرار” (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل
طغيان و غليان غيرت بود بر عليه غارت. وجدانهای بيدار، بر رای خود، بر انتخاب خود،
بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی انديشه خود، غيرت ورزيدند و بر غارتگران رای و حقوق
و آزادی، آرام و متين شوريدند&lt;/span&gt;. &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;دزدان سراسيمه بر خود پيچيدند،ولی ما صدای خنده خدا را شنيديم
که در فضا پيچيد. او از ما راضی بود. دعای ما را شنيد و جانيان و بانيان را رسوا کرد.
مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آقای خامنه ای،&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بارها حافظان
،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که&lt;/span&gt;:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با دعای شب
خيزان ای شکر دهان مستيز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در پناه يک اسم است خاتم سليمانی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و گفتند&lt;/span&gt;:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مکن که کوکبه دلبری
شکسته شود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;چو بندگان بگريزند و چاکران بجهند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;نشنيدند و
عاقبتشان را شنيدی&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;جنبش سبز برای
آفريدن ايرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طيبه ای که پايی در زمين و
سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت و فرعها فی السماء –
سوره ابراهيم). اين جنبش شهيد سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوينده و
گفتمان سبز خود را پيدا کرده است. محصول بيست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه
روشنگران و پيکارگران عرصه سياست و فرهنگ است. بيهوده می کوشيد با نظامی گری و
انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنيد. خود را مگر
بشکنيد&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اين نه آن شير
است کز وی جان بری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;يا ز پنجه قهر او ايمان بری &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;فرو ريختن رعب
رعيت و زوال مشروعيت ولايت بزرگترين دستاورد شورش غيرت بر غارت بود و شير خفته
شجاعت و مقاومت را بيدار کرد. نه تطاول نظاميان نه تجاوز حراميان، نه خاک افشاندن
در چشم مروت نه باد افکندن در آستين ژنده قدرت، نه تکيه بر سبعيت حيوانی نه حمله به
علوم انسانی، نه مداحی مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور، هيچکدام قامت
مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دينی رسوای کفر و دين شده است. و در مزرع سبز
جنبش هنگام دروی آن رسيده است. ما اين را به دعا از خدا خواسته ايم و خدا با ماست&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;برگشتن بخت و
روزگار شاهدی شيرين تر از اين ندارد که عيدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی
شما را می خنداند اينک می گرياند و می لرزاند. دانشگاهی که می خواستيد به پابوس
شما بيايد، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خيابانی، اجتماعات آئينی،
رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زيان شما
روان می شوند&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ما نسل کامکاری
هستيم. ما زوال استبداد دينی را جشن خواهيم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی
فرادينی طالع تابناک مردم سبز ماست&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ما آزادی را
ارج خواهيم نهاد و قدر خواهيم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کرديد و قدرش را
ندانستيد و اکنون مظلمه اش را می بريد. فاشيسم مشربان به شما فروختند که آزادی
يعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستيد که شفای امراض مهلک نظام شما
در اين خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گرديد (که در آن هم عزمی
و جديتی نيست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتيد، فسادها را رو می کردند و مفسدان
جرات فساد نمی کردند. می گذاشتيد نقد شما را بگويند تا شما هم به ورطه استبداد رای
و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتاديد&lt;/span&gt;. &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;می گذاشتيد سخن راستين مردم را با شما
در ميان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس ميهن اند، نه “پايگاه
دشمن.” و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنيد&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ما ديانت را هم
ارج خواهيم نهاد، همانکه شما آن را بازيچه مصالح قدرت خواستيد و بنام آن درس غلامی
و غمناکی به مردم داديد و ندانستيد که شادی و آزادی با ايمان راستين همپيمانند و
اجبار فقيهانه، حريت مومنانه را می ستاند و قدرت شريعت مدار هم قدرت و هم شريعت را
فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعيتی
دربند و غمناک&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با خود می گويم
برای که اينها را می نويسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته و
تشنه در سراب مانده و خيمه بر خراب زده و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و
از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائيش از بام افتاده است؟ و آنگاه به ياد می
آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکيم که&lt;/span&gt;:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و اذ قالت امه
منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذره الی ربکم و
لعلهم يتقون (آنان پرسيدند چرا کسانی را موعظه می کنيد که خدا قطعا هلاک و عذابشان
خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگيرد، شايد هم پند
ما در آنان درگيرد – سوره اعراف &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۶۴&lt;/span&gt;)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بارخدايا تو
گواه باش، من که عمری درد دين داشته ام و درس دين داده ام. از بيداد اين نظام استبداد
آئين برائت می جويم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش
و آمرزش می طلبم&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ای خدای خرد و
فضيلت! به صدق سينه مردان راستگو و به آب ديده پيران پارسا دعای ما را هم با دعای
سحرخيزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن و شکوه دردمندانه ما را بشنو و
بر سينه های بريان و چشم های گريان ستمديدگان رحمت آور و بيش از اين خلقی را پريشان
و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضيلت را از اسارت اين
نامردمان به در آر. باد را بگو تا خيمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ريشه
بيداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را
در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر اين قوم
مظلوم محروم ببارند و خارزار رذيلت ظالمان را به گلزار فضيلت عادلان بدل کنند&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آب و دريا ای
خداوند آن توست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;باد و آتش جمله در فرمان توست&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;گر تو خواهی
آتش آب خوش شود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ور نخواهی آب هم آتش شود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تو بزن يا ربنا
آب طهور&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تا شود اين نار عالم جمله نور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;رمضان مبارک &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۴۳۰&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; قمری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;شهريور &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; شمسی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;عبدالکريم سروش &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; پانوشت: روز قدس روز پیروزی جنبش سبز است اگر در خانه ننشینیم و با هم باشیم.&lt;/p&gt;

&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 20:16:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز قدس 88/ روز سبز ایران</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 369px; HEIGHT: 484px&quot; src=&quot;http://www.axnama.com/images/958bvlk6fa0nzul5j65v.jpg&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 01:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این پیام را گسترش دهید</title>
<link>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;img height=&quot;256&quot; width=&quot;550&quot; src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/qiln4laipaalxdoqbv5u.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;SMS تحریم نیست. گردهمآیی روز قدس را به دوستان اطلاع دهید.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 06:43:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mooz-mahi&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>mooz-mahi</dc:creator>
<guid>http://mooz-mahi.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
