تقدیم می شود به همسرم
هنوز با همان کفش های هفت سالگی
و به همان سادگی هنوز
می دوم تا تو
و تو هنوز تشنه ی سیب های کال منی
و تو همیشه گاز می زنی بر گونه های نارس سیب
و می گویی: رسیده...
تا نشکند دلم
و نخشکد باغ
که باغ در خاک تو پا می گیرد
و سیب از آبی ها و آفتابی های تو
ای نبض رویش رویا
شیوا!

